فرهنگ آریانپور
امتحان کردن
#۱۵٬۵۸۵
examine
امتحان کردن، بازرسى کردن، معاینه کردن، بازجویى کردن، آزمودن، آزمون کردن
test
آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن
inquire
(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن