فرهنگ آریان‌پور

امتحان شده

#۱۵٬۵۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tried

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش