فرهنگ آریانپور
کت و کلفت
#۱۵۵٬۷۸۳
hulk
لاشه کشتى، کشتى، بدنه کشتى، تنه کشتى، کشتى سنگین و کندرو، با سنگینى و رخوت حرکت کردن، بزرگ به نظر رسیدن
dumpy
کوتاه، خپله، گردن کلفت
stout
ستبر، نیرومند، قوى بنیه، محکم، نوعى آبجو
square
چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار
heavyset
جامد، سخت، چهارشانه، کلفت و کوتاه، خپل، جسم سخت و جامد و متراکم، کلفت، زمخت
thickset
انبوه، پرپشت، تنگ هم، تنگ، کلفت، قطور
ungainly
زمخت و غیرجذاب، زشت، بى لطف، ناآزموده، بیحاصل، بدون سود wellknit