فرهنگ آریان‌پور

کت و کلفت

#۱۵۵٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hulk

لاشه کشتى، کشتى، بدنه کشتى، تنه کشتى، کشتى سنگین و کندرو، با سنگینى و رخوت حرکت کردن، بزرگ به نظر رسیدن

۲

dumpy

کوتاه، خپله، گردن کلفت

۳

stout

ستبر، نیرومند، قوى بنیه، محکم، نوعى آبجو

۴

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۵

heavyset

جامد، سخت، چهارشانه، کلفت و کوتاه، خپل، جسم سخت و جامد و متراکم، کلفت، زمخت

۶

thickset

انبوه، پرپشت، تنگ هم، تنگ، کلفت، قطور

۷

ungainly

زمخت و غیرجذاب، زشت، بى لطف، ناآزموده، بیحاصل، بدون سود wellknit