فرهنگ آریانپور
کپیه کردن
#۱۵۵٬۷۴۵
calk
(caulker , calker , caulk =) ـ بتونه کارى کردن، زیرپوش سازى کردن، مسدود کردن، نعل زدن سر خوردن روى یخ، بانعل یالگد اسب مجروح شدن، کپیه کردن، محاسبه کردن، چرت زدن
copy
رونوشت، نسخه، نسخه بردارى، جلد، کپیه کردن، رونویسى کردن
imitate
نواى کسى را در آوردن، تقلید کردن، پیروى کردن، کپیه کردن