فرهنگ آریان‌پور

کپه کردن

#۱۵۵٬۷۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wad

لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن

۲

bank

بانک، کنار، لب، ساحل، ضرابخانه، روى هم انباشتن، در بانک گذاشتن، کپه کردن، بلند شدن (ابر یا دود) به طور متراکم، بانکدارى کردن