فرهنگ آریان‌پور

کپه‌ کردن

#۱۵۵٬۷۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

heap

توده، کپه، کومه، پشته، انبوه، گروه، جمعیت، توده کردن، پر کردن

۲

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۳

amass

گرد آوردن، توده کردن، متراکم کردن

۴

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن

۵

hoard

اندوخته، ذخیره، احتکار، ذخیره کردن (بیشتر با up)، احتکار کردن، انباشتن، گنج

۶

stack

توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن