فرهنگ آریان‌پور

کپل

#۱۵۵٬۷۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

butt

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف

۲

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۳

hip

کفل، قسمت میان ران و تهیگاه، مفصل ران، جستن، پریدن، لى لى کردن، سهو کردن

۴

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۵

bottom

ته، پایین، تحتانى، زیر، کشتى، کف

۶

breech

ته دار کردن، ته تفنگ، ته توپ، (در گویش) کفل

۷

backside

کفل، پشت، عقب هر چیزى، خصوصى، محرمانه derriere

۸

posterior

عقبى، پسى، عقب تر، دیرتر، خلفى، بعد از، کفل tush خودمانی‌ fanny prat