فرهنگ آریان‌پور

کپک زده

#۱۵۵٬۷۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

musty

کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه moldy

۲

mouldy

کپک زده، کهنه و فاسد

۳

frowsty

(musty =) ـ کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه