امتحان
#۱۵٬۵۶۹
quiz
امتحان، آزمایش کردن، چیز عجیب، مسخره کردن، شوخى، پرسش و آزمون
try
کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش
exam
(examination =) ـ آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى
test
آزمون، آزمودن، آزمایش، امتحان کردن، محک، معیار، محک زدن، آزمودن کردن
assay
سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن
trial
محاکمه، دادرسى، آزمایش، امتحان، رنج، کوشش، سعى
probation
(probational =) ـ آزمایش، امتحان، آزمایش حسن رفتار و آزمایش صلاحیت، دوره آزمایش و کار آموزى، ارائه مدرک و دلیل، آزادى به قید التزام
experiment
آزمایش، تجربه، امتحان، عمل، تدبیر، تجربه کردن، آزمایش کردن
shibboleth
آزمون، محک، امتحان، اصطلاح پیش پا افتاده و مرسوم، بیان رایج، اسم رمز
temptation
اغوا، وسوسه، فریب، آزمایش، امتحان
examination
آزمون، آزمایه، امتحان، آزمایش، محک، بازرسى، معاینه، رسیدگى
probational
(probation =) ـ آزمایش، امتحان، آزمایش حسن رفتار و آزمایش صلاحیت، دوره آزمایش و کار آموزى، ارائه مدرک و دلیل، آزادى به قید التزام