واژههای فارسی←کبیر - سفیر -فرهنگ آریانپورکبیر - سفیر -#۱۵۵٬۶۸۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱embassador(ambassador =) ـ سفیر، ایلچى، سفیر کبیرواژههای نزدیک در الفباکبودی زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکبوشی - راهب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکبیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکبیر - ابرون -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکبیر - افسنتین -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکبیر - بریتانیای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر