واژههای فارسی←کباب کردنفرهنگ آریانپورکباب کردن#۱۵۵٬۵۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱roastکباب کردن، بریان کردن، برشته شدن، برشتن۲broilسرخ کردن (روى آتش)، کباب کردن، سوختن، داد و بیدادواژههای نزدیک در الفباکباب خورانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکباب شدگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکباب شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکباب شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکباب شده روی سیخمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکباب فروشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر