فرهنگ آریانپور
کاوش کردن
#۱۵۵٬۵۱۶
probe
کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن
dig
(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن
pry
با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول
prog
سیخونک زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن، پرسه زدن، خزیدن، کاوش کردن
delve
حفر کردن (زمین)، سوراخ کردن، گودى، حفره، کاوش کردن
forage
علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن
explore
سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن