فرهنگ آریان‌پور

کاوش کردن

#۱۵۵٬۵۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

probe

کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن

۲

dig

(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن

۳

pry

با دقت نگاه کردن، کاوش کردن، فضولانه نگاه کردن، با دیلم یا اهرم بلند کردن، اهرم، دیلم، کنجکاوى، فضولى، فضول

۴

prog

سیخونک زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن، پرسه زدن، خزیدن، کاوش کردن

۵

delve

حفر کردن (زمین)، سوراخ کردن، گودى، حفره، کاوش کردن

۶

forage

علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن

۷

explore

سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن