فرهنگ آریان‌پور

کاوش‌ کردن

#۱۵۵٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

dig

(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن

۲

explore

سیاحت کردن، اکتشاف کردن، کاوش کردن

۳

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۴

burrow

سوراخ زیرزمینى، نقب، پناهگاه، زیرزمین لانه کردن، (مجازى) پنهان شدن، نقب زدن