فرهنگ آریان‌پور

کاهنده

#۱۵۵٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

reducer

کاهنده، تقلیل دهنده، عامل کم کننده، احیا کننده

۲

depressor

کاهنده، عضله اى که منقبض شود

۳

decrescent

کاهنده، روبه نقصان گذارنده

۴

ablative

ازى، کاهنده، (دستور زبان) مفعول به، مفعول عنه، مفعول منه، صیغه آلت، رافع، مربوط به مفعول به یا مفعول عنه

۵

regressive

پسرفت کن، برگشت کننده، عود کننده، کاهنده

۶

depreciatory

کاهش، استهلاکى، کاهنده، کسر کننده

۷

drag

کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح drag suppressant

۸

flagging

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن flag

۹

decreasing

کاهش، نقصان یافتن، کم کردن یا شدن، کاستن

۱۰

destructive

ویرانگر، مخرب