فرهنگ آریانپور
کاهنده
#۱۵۵٬۴۶۶
reducer
کاهنده، تقلیل دهنده، عامل کم کننده، احیا کننده
depressor
کاهنده، عضله اى که منقبض شود
decrescent
کاهنده، روبه نقصان گذارنده
ablative
ازى، کاهنده، (دستور زبان) مفعول به، مفعول عنه، مفعول منه، صیغه آلت، رافع، مربوط به مفعول به یا مفعول عنه
regressive
پسرفت کن، برگشت کننده، عود کننده، کاهنده
depreciatory
کاهش، استهلاکى، کاهنده، کسر کننده
drag
کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح drag suppressant
flagging
پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن flag
decreasing
کاهش، نقصان یافتن، کم کردن یا شدن، کاستن
destructive
ویرانگر، مخرب