فرهنگ آریان‌پور

کاهش یافتن

#۱۵۵٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

slake

فروکشى، تخفیف، کاهش، فرونشستن، معتدل شدن، کاهش یافتن، آبدیده کردن

۲

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۳

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۴

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۵

abate

فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن

۶

recede

کنار کشیدن، عقب کشیدن، خوددارى کردن از، دور شدن، به عقب سرازیر شدن، پس رفتن

۷

shrink

(past: shrank, shrunk ; past participle: shrunk) ـ چروک شدن، جمع شدن، کوچک شدن، عقب کشیدن، آب رفتن (پارچه)، شانه خالى کردن از

۸

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن