فرهنگ آریان‌پور

کانون زدایی‌ کردن

#۱۵۵٬۳۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

decentralize

غیر متمرکز کردن، عدم تمرکز دادن، حکومت محلى دادن به