فرهنگ آریانپور
کانون
#۱۵۵٬۳۶۷
focus
کانون، مرکز توجه، متمرکز کردن توجه، نقطه تقاطع، کانون عدسى، فاصله کانونى، قطب، مرکز، مترکز کردن، به کانون آوردن، میزان کردن
club
چماق، گرز، (در ورق) خال گشنیز، خاج، باشگاه، انجمن، کانون، مجمع چماق زدن، تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
fireplace
اجاق، آتشگاه، کانون، بخارى، منقل
hub
توپى چرخ، مرکز، قطب، مرکز فعالیت، تورى چرخ، مرکز چرخ
center
مرکز، میان، وسط و نقطه مرکزى، درمرکز قرار گرفتن، تمرکز یافتن
crossroad
محل تقاطع دو جاده
epicenter
مرکز زلزله