فرهنگ آریانپور
کانال
#۱۵۵٬۳۲۲
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
groove
شیار، خیاره، خط، گودى، جدول، کانال، (علوم نظامى) خان تفنگ، (مجازى) کارجارى و یکنواخت، عادت زندگى، خط انداختن، شیار دار کردن
gullet
ناى، گلو، مرى، آبگذر، مجرا، کانال
kennel
درلانه سگ زیستن، درلانه زیستن، درلانه قرار دادن، لانه کردن جوى، مجراى آب خیابان، کانال، مجراى کوچک، ناودان، لانه سگ یا روباه
channel
شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال
conduit
مجراى آب، آبگذر، معبر، کانال، مجرا، لوله، مجراى سیم
watercourse
سرچشمه، مصب، کانال