فرهنگ آریان‌پور

کامیون رانی‌ کردن

#۱۵۵٬۲۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى