فرهنگ آریان‌پور

کامیابی

#۱۵۵٬۲۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

success

کامیابى، موفقیت، پیروزى، نتیجه، توفیق، کامروایى

۲

glee

شادى، خوشحالى، سرور و نشاط، خوشى، ساز و نواز، اسباب موسیقى، زیبایى، کامیابى

۳

palm

نخل، نخل خرما، نشانه پیروزى، کامیابى، کف دست انسان، کف پاى پستانداران، کف هر چیزى، پهنه، وجب، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن

۴

speed

(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن

۵

boom

غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک

۶

fortune

بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن

۷

victory

پیروزى، فیروزى، ظفر، فتح، نصرت، فتح و ظفر، غلبه

۸

fulfilment

انجام، اتمام، تکمیل، اجرا fullfillment

۹

achievement

دست یابى، انجام، پیروزى، کار بزرگ، موفقیت