کامیابی
#۱۵۵٬۲۷۱
success
کامیابى، موفقیت، پیروزى، نتیجه، توفیق، کامروایى
glee
شادى، خوشحالى، سرور و نشاط، خوشى، ساز و نواز، اسباب موسیقى، زیبایى، کامیابى
palm
نخل، نخل خرما، نشانه پیروزى، کامیابى، کف دست انسان، کف پاى پستانداران، کف هر چیزى، پهنه، وجب، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن
speed
(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن
boom
غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک
fortune
بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن
victory
پیروزى، فیروزى، ظفر، فتح، نصرت، فتح و ظفر، غلبه
fulfilment
انجام، اتمام، تکمیل، اجرا fullfillment
achievement
دست یابى، انجام، پیروزى، کار بزرگ، موفقیت