فرهنگ آریانپور
کامیاب
#۱۵۵٬۲۶۶
succeeder
کامیاب، لاحق، جانشین
prosperous
کامیاب، موفق، کامکار
successful
کامیاب، موفق، پیروز، نیک انجام، عاقبت به خیر
palmy
نخلى، داراى نخل، برجسته، کامیاب
towardly
مساعد، سازگار، امید بخش، مطلوب، خوش آتیه، کامیاب، نرم
hit
(past: hit ; past participle: hit) ـ زدن، خوردن، اصابت، موفقیت، ضربت، تصادف، نمایش یا فیلم پرمشترى، خوردن به، اصابت کردن به هدف زدن
lucky
خوش اقبال، بختیار، خوش یمن، خوش قدم
triumphant
پیروز، منصور، فاتحانه، فریاد پیروزى welltodo