فرهنگ آریان‌پور

کامیاب

#۱۵۵٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

succeeder

کامیاب، لاحق، جانشین

۲

prosperous

کامیاب، موفق، کامکار

۳

successful

کامیاب، موفق، پیروز، نیک انجام، عاقبت به خیر

۴

palmy

نخلى، داراى نخل، برجسته، کامیاب

۵

towardly

مساعد، سازگار، امید بخش، مطلوب، خوش آتیه، کامیاب، نرم

۶

hit

(past: hit ; past participle: hit) ـ زدن، خوردن، اصابت، موفقیت، ضربت، تصادف، نمایش یا فیلم پرمشترى، خوردن به، اصابت کردن به هدف زدن

۷

lucky

خوش اقبال، بختیار، خوش یمن، خوش قدم

۸

triumphant

پیروز، منصور، فاتحانه، فریاد پیروزى welltodo