فرهنگ آریان‌پور

کاملاً

#۱۵۵٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fully

کاملاً، تماماً، سیر

۲

quite

کاملاً، بکلى، تماماً، سراسر، واقعاً

۳

all around

کاملاً، جامع، سرتاسرى

۴

hand and foot

کاملاً، کلاً، تماماً

۵

smack

ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست واژه هاى شامل

۶

purely

صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه

۷

richly

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار

۸

exactly

درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است

۹

partitur

(partitura =) ـ (موسیقى) به طور تمام و کمال، کاملاً، قطعه کامل

۱۰

partitura

(partitur =) ـ (موسیقى) به طور تمام و کمال، کاملاً، قطعه کامل

۱۱

altogether

روى هم رفته، از همه جهت، یکسره، تماماً، همگى، مجموعاً، کاملاً، منصفاً

۱۲

all round

دورتا دور، سرتاسر، کاملاً، شامل هر چیز یا هر کس

۱۳

scot ant lot

(انگلیس، معنى مجازى) جریمه یا مالیات دسته جمعى، کاملاً

۱۴

open and shut

خیلى سهل، کاملاً، ساده، واضح، آشکار

۱۵

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۱۶

properly

سره، مناسب، شایسته، چنانکه شاید و باید، مربوط، بجا، بموقع، مطبوع proper

۱۷

absolutely

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود absolute