فرهنگ آریان‌پور

کالبد

#۱۵۴٬۹۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

compages

کالبد

۲

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى

۳

mold

قارچ انگلى گیاهان، کپک قارچى، کپرک، کپرک زدن، قالب، کالبد، با قالب به شکل درآوردن

۴

mould

قالب، کالبد، فطرت، الگو، کپک، کپک زدن

۵

shell

پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ

۶

chassis

شاسى اتومیل، اسکلت، کالبد، شاسى

۷

framework

چوب بست، چهارچوبه، کالبد، استخوان بندى، بدنه، چارچوب

۸

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن