فرهنگ آریان‌پور

کالای وارد شده

#۱۵۴٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۲

importation

ورود، واردات