فرهنگ آریان‌پور

کاشتن

#۱۵۴٬۶۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

implantation

کاشتن، القاء

۲

insemination

کاشتن، آبستن کردن، تلقیح

۳

farm

کشتزار، مزرعه، زمین مزروعى، پرورشگاه حیوانات اهلى، کاشتن

۴

grow

(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن

۵

seed

بذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن

۶

dibber

(dibble =) ـ (کشاورزى) آلتى که با آن زمین را گود کرده و تخم مى کارند، بیل تخم کارى، کاشتن، آب خوردن مثل اردک، بذر کارى

۷

husband

شوهر، شوى، کشاورز، گیاه پرطاقت، نر، شخم زدن، کاشتن، باغبانى کردن، شوهر دادن، جفت کردن

۸

implant

کاشت، جاى دادن، فرو کردن، کاشتن، القاء کردن

۹

transplant

نشا کردن، درجاى دیگرى نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، (جراحى) پیوند زدن، عضو پیوند شده، فراکاشتن

۱۰

sow

(past: sowed ; past participle: sown, sowed) ـ ماده خوک جوان، شلخته و چاق

۱۱

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه