فرهنگ آریان‌پور

کاسه

#۱۵۴٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bowl

کاسه، جام، قدح، با توپ بازى کردن، مسابقه و جشن بازى بولینگ، (نفت) کاسه رهنما (دستگاه ابزارگیرى) ـ

۲

cupule

کاسه، فنجان، جام، کلاهک

۳

mazard

سر، صورت، کاسه، پیاله، فنجان

۴

socket

پریز، بوشن، حفره، جا، خانه، کاسه، گوده، حدقه، جاى شمع (در شمعدان)، سرپیچ، کاسه چشم، در حدقه یا سرپیچ قرار دادن

۵

chalice

جام باده، (در عشاء ربانى)، جام، پیاله، کاسه

۶

drinking cup

آبخورى، کاسه

۷

Pan

ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "

۸

kitty

بچه گربه، پیشى، دختر جوان، زن سبک و جلف