فرهنگ آریان‌پور

کاستی دار

#۱۵۴٬۵۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۲

scant

اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى

۳

inchoate

آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام

۴

imperfect

ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى

۵

incomplete

ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب