فرهنگ آریانپور
کاستی دار
#۱۵۴٬۵۶۵
lean
(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل
scant
اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى
inchoate
آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام
imperfect
ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى
incomplete
ناتمام، ناکامل، ناقص، نا تمام، انجام نشده، پر نشده، معیوب