فرهنگ آریان‌پور

کاستی

#۱۵۴٬۵۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fault

کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن

۲

defect

کاستى، آهو، عیب، نقص، ترک کردن، مرتدشدن، معیوب ساختن

۳

extenuation

کاستى، نازکى، کمى

۴

flaw

درز، رخنه، عیب، خدشه، عیب دار کردن، ترک برداشتن، تند باد، آشوب ناگهانى، کاستى

۵

shortcoming

(defect , deficiency =) ـ قصور، کاستى، نکته ضعف، کمبود

۶

need

نیاز، لزوم، احتیاج، نیازمندى، در احتیاج داشتن، نیازمند بودن، نیاز داشتن

۷

blemish

خسارت وارد کردن، آسیب زدن، لکه دار کردن، بدنام کردن، افترا زدن، نقص

۸

demerit

عدم لیاقت، ناشایستگى، ناسزاوارى، سرزنش

۹

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail

۱۰

liability

مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى

۱۱

deficiency

نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى

۱۲

limitation

محدودیت، تحدید، محدودسازى، شرط

۱۳

disadvantage

زیان، بى فایدگى، وضع نامساعد، اشکال

۱۴

imperfection

نقص، عیب

۱۵

disfigurement

از شکل افتادگى، زشتى، زشت سازى، مایه زشتى