فرهنگ آریان‌پور

کاستن

#۱۵۴٬۵۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rebate

کاستن، کم کردن، کند کردن، بى ذوق کردن، تخفیف، کاهش

۲

detract

کاستن، کاهیدن، کم کردن، کسر کردن، گرفتن

۳

subtract

کاستن، تفریق کردن، کم کردن، تفریق شدن، منها کردن

۴

pare

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۵

abate

فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن

۶

lessen

کمتر کردن، کمتر شدن، تقلیل یافتن، تخفیف یافتن، تقلیل دادن، کاستن، کاهش دادن

۷

reduce

کم کردن، کاستن (از)، تنزل دادن، فتح کردن، استحاله کردن، مطیع کردن، تقلیل دادن، کاستن، ساده کردن

۸

soften

نرم کردن، ملایم کردن، آهسته تر کردن، شیرین کردن، فرو نشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن

۹

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۱۰

lighten

سبک کردن، سبکبار کردن، راحت کردن، کاستن، مثل برق درخشیدن، درخشیدن، روشن کردن، تنویر فکر کردن

۱۱

shorten

کوتاه کردن، مختصر کردن، کاستن

۱۲

decrease

کاهش، نقصان یافتن، کم کردن یا شدن، کاستن

۱۳

derogate

باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن

۱۴

disquantity

(diminish =) ـ کم کردن، کاستن

۱۵

pull down

خراب کردن، پایین آوردن، تخفیف دادن، کاستن، دریافت کردن

۱۶

deduction

کسر، وضع، استنتاج، نتیجه گیرى، استنباط، پى بردن از کل به جزء یا از علت به معلول، قیاس