فرهنگ آریان‌پور

کاری کردن - شلوغ -

#۱۵۴٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن