فرهنگ آریان‌پور

اماس کردن

#۱۵٬۴۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

huff

رنجیدن، قهر کردن، اوقات تلخى کردن، ترساندن، آماس کردن، تغیر، عصبانیت، غضب

۲

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۳

intumesce

بالا آمدن، باد کردن، آماس کردن، پف کردن