فرهنگ آریان‌پور

کاری - برجسته -

#۱۵۴٬۳۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۲

relievo

برجسته، برجسته کارى

۳

fretwork

منبت کارى، برجسته کارى، حاشیه گذارى