فرهنگ آریان‌پور

کارورزی

#۱۵۴٬۳۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

training

قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن train

۲

internship

انترن بودن، دوره انترنى