فرهنگ آریانپور
کارور
#۱۵۴٬۳۶۰
operator
گرداننده، عمل کننده، تلفن چى، متصدى، عمگر
functional
وابسته به وظایف اعضاء، وظیفه اى، وابسته به شغل و پیشه، وظیفه دار، تابعى، وظیفه مندى، در حال کار
utilitarian
مطلوبیت چیزى به خاطر سودمندى آن، معتقد به اصل اخلاقى سودمند گرایى، سودمند گرا
practitioner
شاغل، شاغل مقام طبابت یا وکالت