فرهنگ آریان‌پور

کارمندان

#۱۵۴٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

personnel

کارکنان، کارگزینى، پرسنل، کارمندان، مجموعه کارمندان یک اداره، اداره کارگزینى

۲

staff

کارمند، کارگر، چوب بلند، تیر، چوب پرچم، ستاد ارتش، پرسنل، افسران و صاحب منصبان، اعضاء، هیئت، با کارمند مجهز کردن و شدن

۳

staves

(past: staved, stove ; past participle: staved, stove) ـ میله نردبان، چماق، دنده بشکه، چوب، شیارهاى نازک چوب، لوله آب، شبیه لوله، ایجاد سوراخ کردن، شکستن، ریزش کردن، به شکل چوب دستى یا چماق و غیره درآوردن، با چماق زدن، کوبیدن، (موسیقى) روى خط حامل نوشتن، حامل، بند شعر stave