واژههای فارسی←کارمند دولتفرهنگ آریانپورکارمند دولت#۱۵۴٬۲۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱agentپیشکار، نماینده، گماشته، وکیل، مامور، عامل۲officeholderشاغل مقام۳civil servantمستخدم کشورى، مستخدم دولتىواژههای نزدیک در الفباکابین فضاناومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین ناوبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یا اطاقک چوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یدکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر