فرهنگ آریان‌پور

کارمند

#۱۵۴٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

staff

کارمند، کارگر، چوب بلند، تیر، چوب پرچم، ستاد ارتش، پرسنل، افسران و صاحب منصبان، اعضاء، هیئت، با کارمند مجهز کردن و شدن

۲

staffer

کارمند اداره، مخبر روزنامه، سردبیر روزنامه

۳

employee

کارمند، مستخدم، کارگر، مستخدم زن

۴

jobholder

کارمند، عضو ثابت موسسه

۵

inquisitionist

کارمند

۶

member

اندام، عضو، کارمند، شعبه، بخش، جزء

۷

employe

مستخدم، کارگر، مستخدم زن، کارمند

۸

official

رسما

۹

functionary

مامور، کارگذار