فرهنگ آریان‌پور

کارمزد

#۱۵۴٬۲۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

journeywork

مزدورى، شاگردى، کارمزد، کار پست، کار بى قاعده

۲

emolument

درآمد، مواجب، مداخل، معونت، حقوق، مقررى

۳

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن