فرهنگ آریان‌پور

کارگاه

#۱۵۴٬۰۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shop

کارگاه، مغازه، خرید کردن، دکان، تعمیر گاه، فروشگاه، مغازه گردى کردن، دکه

۲

atelier

کارگاه، کارگاه هنرى، آتلیه

۳

detective

کارگاه

۴

workhouse

کارگاه، کارخانه، محل کار، اردوى کار، نوانخانه

۵

studio

پیشه گاه، اتاق کار، کارگاه، کارخانه، هنرکده، کارگاه هنرى

۶

workshop

(workroom =) ـ کارگاه، اتاق کار

۷

manufactory

کارخانه، ساخت، کاردستى، کارگاه

۸

y

یوتریم - (Y)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 39 و جرم اتمى 88.90585 گرم بر مول

۹

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work workstation

۱۰

yard

یارد (36 اینچ یا 3 فوت)، محوطه یا میدان، محصور کردن، انبار کردن (در حیاط)، واحد مقیاس طول انگلیسى معادل 0.9144 متر

۱۱

foundry

کارخانه گداز فلز، کارخانه ذوب فلز، چدن ریزى، ریخته گرى