فرهنگ آریانپور
کارشناس
#۱۵۴٬۰۳۶
judge
قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس
critic
نقدگر، نکوهشگر، سخن سنج، نقاد، انتقاد کننده، کارشناس، خبره
expert
ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره
ace
تک خال، آس، ذره، نقطه، درشرف، ذره اى مانده (به)، (مجازى) ستاره یا قهرمان تیم هاى بازى، رتبه ى اول، خلبانى که حداقل 5 هواپیماى دشمن را سرنگون کرده باشد، تک خال زدن (شیمى) پیشوندى است مشتق از کلمه acetic به معنى " داراى جوهر سرکه " که به صورت ترکیب با سایر کلمات مى آید au fait
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن
authority
قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور