فرهنگ آریان‌پور

کارشناس

#۱۵۴٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

judge

قضاوت کردن، داورى کردن، فتوى دادن، حکم دادن، تشخیص دادن، قاضى، دادرس، کارشناس

۲

critic

نقدگر، نکوهشگر، سخن سنج، نقاد، انتقاد کننده، کارشناس، خبره

۳

expert

ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره

۴

ace

تک خال، آس، ذره، نقطه، درشرف، ذره اى مانده (به)، (مجازى) ستاره یا قهرمان تیم هاى بازى، رتبه ى اول، خلبانى که حداقل 5 هواپیماى دشمن را سرنگون کرده باشد، تک خال زدن (شیمى) پیشوندى است مشتق از کلمه acetic به معنى " داراى جوهر سرکه " که به صورت ترکیب با سایر کلمات مى آید au fait

۵

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن

۶

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور