فرهنگ آریان‌پور

کارزار

#۱۵۴٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fight

(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن

۲

battle

رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن

۳

skirmish

کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن

۴

engagement

نامزدى، اشتغال، مشغولیت