فرهنگ آریان‌پور

کاردستی

#۱۵۴٬۰۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

handiwork

کاردستى، کار دست، کار خود کرده

۲

manufactory

کارخانه، ساخت، کاردستى، کارگاه

۳

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن

۴

workmanship

مهارت، استادى، طرز کار، کار، ساخت