فرهنگ آریانپور
کاردستی
#۱۵۴٬۰۰۴
handiwork
کاردستى، کار دست، کار خود کرده
manufactory
کارخانه، ساخت، کاردستى، کارگاه
work
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن
workmanship
مهارت، استادى، طرز کار، کار، ساخت