فرهنگ آریان‌پور

کاردانی

#۱۵۴٬۰۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

tact

عقل، ملاحظه، نزاکت، کاردانى، مهارت، سلیقه، درایت

۲

skill

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن

۳

resource

وسیله، کاردانى، منبع، ممر، مایه، ابتکار

۴

know how

فوت و فن، اطلاع، معلومات خاص، فنون، رموزکار، کاردانى

۵

industry

صنعت، صناعت، پیشه و هنر، ابتکار، مجاهدت industry savoirfaire

۶

diplomacy

دیپلماسى، سیاست، سیاستمدارى expertise

۷

competence

صلاحیت، شایستگى، کفایت، سررشته