فرهنگ آریان‌پور

کاردان

#۱۵۳٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

resourceful

کاردان، پر مایه و مبتکر

۲

deft

ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه

۳

skilled

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill

۴

technician

شگردگر، متخصص فنى، ذیفن، کارشناس فنى، اهل فن، کاردان

۵

adept

زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست

۶

expert

ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره

۷

knowing

(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know

۸

veteran

کهنه کار، کهنه سرباز، سرباز سابق، کار آزموده

۹

competent

لایق، ذى صلاحیت، شایسته، داراى سر رشته