فرهنگ آریانپور
کاردان
#۱۵۳٬۹۹۷
resourceful
کاردان، پر مایه و مبتکر
deft
ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه
skilled
چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن skill
technician
شگردگر، متخصص فنى، ذیفن، کارشناس فنى، اهل فن، کاردان
adept
زبر دست، ماهر، استاد، مرد زبردست
expert
ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره
knowing
(past: knew ; past participle: known) ـ دانستن، آگاه بودن، شناختن know
veteran
کهنه کار، کهنه سرباز، سرباز سابق، کار آزموده
competent
لایق، ذى صلاحیت، شایسته، داراى سر رشته