فرهنگ آریان‌پور

کارداد

#۱۵۳٬۹۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

duty

کار، خدمت، ماموریت، گماشت، وظیفه، تکلیف، فرض، (در جمع) عوارض گمرکى، عوارض

۲

function

تابع، وظیفه، کار کردن، کارکرد، کار، کار ویژه، پیشه، مقام، ماموریت، عمل، ایفاء، عمل کردن، وظیفه داشتن، آئین رسمى

۳

responsibility

مسئولیت، عهده، ضمانت، جوابگویى