فرهنگ آریانپور
کارد
#۱۵۳٬۹۷۲
gully
آبکند، آبگذر، کاریز، مجرا، راه آب، زهکش، دره کوچک، کارد، کندن، درست کردن
knife
چاقو زدن (به)، کارد زدن (به) ـ چاقو، کارد، گزلیک، تیغه
daggar
خنجر، کارد
dagger
خنجر، دشنه، کارد، خنجرنشان کردن
stiletto
دشنه، کارد، دشنه زدن carver
hack
کلنگ، سرفه خشک و کوتاه، چاک، برش، شکافى که بر اثر بیل زدن یا شخم زده ایجاد مى شود، ضربه، ضربت، بریدن، زخم زدن، خرد کردن، بیل زدن، اسب کرایه اى، اسب پیر، درشکه کرایه، نویسنده مزدور، جنده