فرهنگ آریان‌پور

کارد

#۱۵۳٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

gully

آبکند، آبگذر، کاریز، مجرا، راه آب، زهکش، دره کوچک، کارد، کندن، درست کردن

۲

knife

چاقو زدن (به)، کارد زدن (به) ـ چاقو، کارد، گزلیک، تیغه

۳

daggar

خنجر، کارد

۴

dagger

خنجر، دشنه، کارد، خنجرنشان کردن

۵

stiletto

دشنه، کارد، دشنه زدن carver

۶

hack

کلنگ، سرفه خشک و کوتاه، چاک، برش، شکافى که بر اثر بیل زدن یا شخم زده ایجاد مى شود، ضربه، ضربت، بریدن، زخم زدن، خرد کردن، بیل زدن، اسب کرایه اى، اسب پیر، درشکه کرایه، نویسنده مزدور، جنده