فرهنگ آریان‌پور

کاربسته

#۱۵۳٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pragmatic

کاربسته، عملى، عمل گرا، (pragmatics) عملى، فعال، واقع بین، فلسفه واقع بینى واقعیت گرایى

۲

applied

عملى، به کار بردنى، (م.ل.) به کار برده (شده)، براى هدف معین به کار رفته، وضع معموله، کابردى، کاربسته