فرهنگ آریان‌پور

کارایی

#۱۵۳٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

efficiency

بازده، بهره ورى، راندمان، کفایت، عرضه، میزان لیاقت، تولید، کارآیى، فعالیت مفید عامیانه‌

۲

proficiency

زبردستى، چیرگى، مهارت، تخصص، کارآیى

۳

performance

اجرا، نمایش، ایفا، کار برجسته، شاهکار، کارآیى، انجام

۴

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۵

utility

سودمندى، مفیدیت، سود، فایده، صنایع همگانى (مثل برق و تلفن)، کاربردپذیرى

۶

competence

صلاحیت، شایستگى، کفایت، سررشته