فرهنگ آریان‌پور

کارامد

#۱۵۳٬۷۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

efficient

بهره ور، موثر، کارآمد، با کفایت، کارا

۲

deft

ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه

۳

working

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work

۴

competent

لایق، ذى صلاحیت، شایسته، داراى سر رشته

۵

diplomatic

وابسته به ماموران سیاسى خارجه، دیپلماتیک