فرهنگ آریان‌پور

کاراگاه

#۱۵۳٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sleuth

کارآگاه، رد پاى کسى را گرفتن

۲

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۳

beagle

(جانور شناسى) تازى شکارى پاکوتاه، (مجازى) جاسوس، کارآگاه

۴

gumshoe

(detective =) ـ کارآگاه

۵

informer

آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین

۶

bloodhound

(جانور شناسى) نوعى سگ شکارى که شامه بسیار تیزى دارد، (مجازى) کارآگاه، با اشتیاق و تیزهوشى تعقیب کردن

۷

detective

کارگاه