فرهنگ آریانپور
کاراگاه
#۱۵۳٬۷۵۱
sleuth
کارآگاه، رد پاى کسى را گرفتن
eye
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
beagle
(جانور شناسى) تازى شکارى پاکوتاه، (مجازى) جاسوس، کارآگاه
gumshoe
(detective =) ـ کارآگاه
informer
آگاه گر، آگاهگر، مخبر، خبر رسان، کارآگاه، جاسوس، سخن چین
bloodhound
(جانور شناسى) نوعى سگ شکارى که شامه بسیار تیزى دارد، (مجازى) کارآگاه، با اشتیاق و تیزهوشى تعقیب کردن
detective
کارگاه